طرح های پژوهشی خاتمه یافته

این پژوهش با هدف بررسی جامع نانوپوشش‌های کم‌گسیل (Low E) بر سطح شیشه و نقش آن‌ها در بهینه‌سازی مصرف انرژی ساختمان‌ها تدوین شده است. در ابتدا، چالش‌های اتلاف حرارتی از طریق شیشه و ضرورت کاهش گسیل تابش مادون‌قرمز معرفی شد. سپس با ارائه مبانی فناوری نانو و تعریف نانوپوشش، اصول تشکیل و کاربردهای عمومی این لایه‌ها را تشریح شدند. در ادامه، مفهوم گسیل‌پذیری (Emissivity) و تأثیر آن بر انتقال حرارت شیشه توضیح داده شد و همچنین تعریف مفهومی نانوپوشش‌های Low E و کاربردهای آن‌ها در ساختمان، گلخانه و خودرو را بررسی شد. سپس، ساختار فیزیکی–شیمیایی و روابط ساختار–عملکرد این پوشش‌ها تحلیل، روش‌های لایه‌نشانی (PVD، CVD، Pyrolytic و Sol–Gel) و مقایسه فنی آن‌ها ارائه شد. شاخص‌های کلیدی عملکرد (گسیل‌پذیری، عبوردهی نور، U Value، SHGC) و روش‌های اندازه‌گیری با FTIR، اسپکتروفتومتری و آزمون‌های حرارتی، تأثیر پوشش‌های Low E بر کاهش ۲۰–۳۰ درصدی مصرف انرژی ساختمان‌ها و تحلیل اقتصادی آن‌ها بررسی شد. پس از آن چشم‌اندازهای تحقیقاتی نظیر پوشش‌های هوشمند فاز–تغییری و نانوذرات هیبریدی را معرفی شده و مزایا (کاهش هزینه‌های انرژی، آسایش حرارتی، محافظت UV) و معایب (هزینه بالا، کاهش شفافیت، نگهداری ویژه) را نقد شدند. در ادامه کاربرد پوشش‌های Low E در پنجره‌های دو جداره و تأثیر بر U Value و عبوردهی نور بررسی شد. نقش نانوپوشش‌ها در بهره‌وری انرژی ساختمان‌ها، خودرو (کاهش ۱۰–۱۵ درصدی مصرف سوخت) و تجهیزات الکترونیکی (افزایش ۵–۱۰ درصدی کارایی باتری) بررسی شده و استانداردهای ASTM، ISO و EN برای آزمون و ارزیابی پوشش‌های کم‌گسیل را معرفی شدند. آینده‌پژوهی نشان می‌دهد بازار جهانی نانوپوشش‌های Low E از ۱٫۸ میلیارد دلار (۲۰۲۲) به ۳٫۵ میلیارد دلار (۲۰۳۰) خواهد رسید و فناوری‌های نوینی همچون پوشش‌های هوشمند و چندلایه، گسیل‌پذیری را تا ۰٫۰۲ واحد کاهش و صرفه‌جویی انرژی را تا ۲۵٪ افزایش می‌دهند. رفع چالش‌های فنی، اقتصادی و زیست‌محیطی و تدوین استانداردهای هماهنگ، ضامن بهره‌گیری کامل از این پوشش‌ها در مسیر ساخت ساختمان‌های پایدار و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای خواهد بود. در نهایت بر اساس نمونه های تجاری در بازار جهان، ارزیابی نمونه های داخلی و نیز مبحث 19 ساختمان، الزامات عملکردی و نحوه آزمون ویژگی ها و دوام پوشش های کم گسیل به منظور تدوین استاندارد این محصول بررسی و استخراج شدند. [ ادامه... ]
این مطالعه به بررسی الزامات و ویژگی‌های خاک مورد استفاده در صنایع تولید روی با هدف تشخیص «خاک معدنی حاوی روی» از «پسماند صنعتی حاوی روی» می‌پردازد. ابتدا اهمیت اقتصادی، صنعتی و زیست‌محیطی فلز روی و روند تاریخی و جهانی تولید آن تشریح شده و جایگاه ایران در این صنعت تبیین می‌شود. سپس منابع تأمین روی به دو دسته‌ی اصلی خاک‌های معدنی (منابع اولیه) و پسماندهای صنعتی (منابع ثانویه) معرفی و از نظر ترکیب فیزیکی، شیمیایی و کانی‌شناسی مقایسه می‌شوند. در بخش فنی، انواع خاک معدنی و پسماند شامل غبار کوره قوس الکتریکی، خاکستر روی حاصل از بازیافت گالوانیزه، لجن‌های فرآیندی و سایر محصولات جانبی معرفی شده و ویژگی‌های آنها از نظر عیار روی، ناخالصی‌ها و قابلیت فرآوری بررسی می‌گردد. معیارهای عملی و علمی برای تفکیک این دو گروه مواد بر اساس رنگ، دانه‌بندی، چگالی، pH، ترکیب عنصری، ریخت شناسی و حضور عناصر مزاحم ارائه می‌شود. پژوهش با تحلیل وضعیت بازار و سیاست‌های جهانی بازیافت روی، به‌ویژه در اتحادیه اروپا، ژاپن و چین، و چالش‌های قانونی و اجرایی ایران در مرزبندی حقوقی و فنی این مواد ادامه می‌یابد. در نهایت، چارچوبی علمی و مهندسی پیشنهاد می‌شود که می‌تواند به سازمان‌های نظارتی، صنایع فرآوری و سیاست‌گذاران در تصمیم‌گیری دقیق برای بهره‌برداری از منابع و کاهش اثرات زیست‌محیطی کمک کند. در این پژوهش انواع خاک معادن ایران، خاکهای وارداتی حاوی روی، کنسانتره¬های تولید شده در داخل کشور، گسماندهای وارداتی خاک روی مورد بررسی ترکیب شیمیایی (آنالیز ICP-OES، XRF و تعیین میزان کربن)، ترکیب فازی (XRD)، بررسی pH، دانه بندی، بررسی تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و دانسیته حقیقی و ظاهری قرار گرفتند و معیار های تشخیص خاک معدنی از پسمامند حاوی روی بر اساس نتایج بدست آمده و مطالعات انجام شده استخراج شدند. [ ادامه... ]
شاخص اسیدیته یک فاکتور مهم در شناسایی و اندازه گیری کیفیت فراورده های آردی است که تحت تاثیر عوامل متعددی قرار می گیرد. اسیدیته کل تا محدوده مشخصی مطلوب می باشد ولی بیش از آن می‌تواند نشانه فراوری نامناسب و یا ماندگاری طولانی و کهنگی باشد. افزایش اسیدیته کل به عوامل مختلفی از جمله مواد اولیه، فرایند تولید و شرایط نگهداری وابسته است و به منظور جلوگیری از افزایش شاخص اسیدیته می‌توان از ترکیباتی مانند قلیاها، نسبت های کنترل شده مواد اسیدی، افزودن بافر و نیز تنظیم کردن شرایط تخمیراستفاده کرد. افزایش اسیدیته روغن استخراجی نشانه فساد و تجزیه چربی‌ها و افت کیفیت فراورده های آردی است. اسیدیته چربی استخراجی به ویژگی های روغن مصرفی، سطوح امولسیفایرها و آنتی اکسیدانت ها در فرمولاسیون، فرایند تولید، شرایط نگهداری و ویژگی های بسته بندی مرتبط می باشد. انتظار می‌رود که تولیدکنندگان محصولات آردی جهت ارتقای محصول نهایی، مدیریت عوامل موثر بر شاخص های اسیدیته کل و اسیدیته روغن استخراجی را مورد توجه قرار دهند. [ ادامه... ]
افزایش نگرانی‌های زیست‌محیطی ناشی از مصرف گسترده پلیمرهای سنتزی و مشکلات مرتبط با تجزیه‌ناپذیری آن‌ها، پژوهش‌های گسترده‌ای را در زمینه توسعه مواد بسته‌بندی زیست‌تخریب‌پذیر و دوستدار محیط زیست برانگیخته است. بسته‌بندی‌های نوین علاوه بر نقش محافظتی، باید بتوانند در افزایش ماندگاری مواد غذایی، کاهش ضایعات و حفظ کیفیت حسی و تغذیه‌ای محصول نیز مؤثر باشند. در این راستا، فیلم‌های خوراکی و زیست‌تخریب‌پذیر بر پایه پلیمرهای طبیعی به عنوان جایگزینی مناسب برای پلاستیک‌های نفت‌پایه مطرح شده‌اند. این فیلم‌ها نه‌تنها از منابع تجدیدپذیر تولید می‌شوند، بلکه قابلیت تجزیه زیستی داشته و اثرات مخرب زیست‌محیطی را به حداقل می‌رسانند.. کیتوزان یکی از مهم‌ترین پلیمرهای طبیعی مشتق‌شده از کیتین است که به دلیل زیست‌سازگاری، زیست‌تخریب‌پذیری، غیرسمی بودن، قابلیت تشکیل فیلم و نیز دارا بودن فعالیت ضد‌میکروبی ذاتی، کاربرد گسترده‌ای در صنایع غذایی، دارویی و بسته‌بندی یافته است. ساختار کاتیونی کیتوزان امکان برهم‌کنش با دیواره سلولی میکروارگانیسم‌ها را فراهم کرده و سبب اختلال در عملکرد آن‌ها می‌شود. با این حال، برخی محدودیت‌ها از جمله حساسیت بالا به رطوبت، نفوذپذیری نسبتاً زیاد به بخار آب و گاهی استحکام مکانیکی محدود، استفاده از آن را به‌تنهایی با چالش‌هایی مواجه می‌سازد. از این رو، ترکیب کیتوزان با سایر بیوپلیمرهای طبیعی و یا افزودن ترکیبات فعال زیستی، به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود ویژگی‌های عملکردی فیلم‌های حاصل مطرح شده است. در این پژوهش محققان به بررسی راههای بهبود ویژگی های فیلم های بر پایه کیتوزان پرداختند. [ ادامه... ]
آلودگی مواد غذایی و خوراک دام به انواع مایکوتوکسین ها، معضلی است که مدتهای طولانی است، سلامت جوامع بشری را تهدید می کند. افلاتوکسین ها (به ویژه B1) از جمله سموم بسیار خطرناک هستند که اثرات سرطان زایی و جهش زایی آنها اثبات شده است. این ترکیبات به راحتی از خوراک دام وارد بدن دام شده (شیر و گوشت) و از آن طریق (به طور غیر مستقیم) وارد بدن انسان می شوند. این سموم همچنین به طور مستقیم می توانند از طریق مواد غذایی آلوده به سم وارد بدن انسان شوند. با توجه به مقاومت این سموم به انواع فرآیندهای معمول مواد غذایی، بهترین راه کاهش انها، ممانعت از تشکیل انها در موارد غذایی و خوراک دام است (از طریق ممانعت از رشد کپکها). گیاهان با داشتن متابولیت های ثانویه فراوان، مواد مؤثر اولیه بسیاری از داروها را دارند و می توانند به عنوان یکی از مهم ترین منابع با اثرات ضدباکتریایی و ضدقارچی جدید شمرده شوند (4-6). این گیاهان از طریق تحریک سیستم ایمنی، فعالیت ضد التهابی و ضد اکسیدانی، افزایش هضم و جذب مواد غذایی و فعالیت های ضدباکتریایی، ضدقارچی و ضدانگلی در درمان بسیاری از بیماری ها به کار می روند. تا کنون مطالعات متعددی درخصوص اثر بازدارندگی و ضد میکروبی عصاره گیاهان انجام شده اما اثر بازدارندگی بر روی تولید سموم آفلاتوکسین کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. در این پروژه محققان اثر عصاره دو گیاه را در غلظتهای مختلف بر روی میزان رشد کپکها و تولید آفلاتوکسین بررسی نمودند. اثرات بازدارندگی این عصاره این دو گیاه بر روی رشد کپک و تولید آفلاتوکسین حاکی از اثربخش بودن آنهاست و از این ترکیبات می توان در تولید خوراک دام استفاده نموده و از این طریق مانع ورود آنها به چرخه غذای انسان شد. [ ادامه... ]
صفحه ۱ از ۱۹